10

دوستی یعنی:

سه شنبه ،من وبهناز ،خیابون انقلاب

در به در دنبال یه کتاب شعرمیگشتیم

من: چه کتابی میخوای بخری؟
بهناز:حفره ها،گروس عبدالملکی

من: منم دنبال همونم ولی تو که اونو داری

بهناز:  واسه تو میخوام بخرم

و این  بود بهترین خاطره من از بهار امسال
پی.اس: کتابش انصافا عالیه نمیدونم با این شعرا چطوری اجازه چاپ گرفته

Continue Reading...

10

بعضی وقتا یه آدمی میاد یه تاثیر شدید رو زندگیت میذاره و میره. شاید حتی خودشم ندونه اون تاثیر و گذاشته .شاید ناخودآگاه اون کارو کرده.شاید بهت یه آهنگ یا یه کتاب داده که مسیرتو عوض کرده و تو که خیلی تازه واردی باید اون مسیرو تنهایی ادامه بدی. چون اون آدم دیگه نیست که بقیه راهو نشونت بده .چقدر غمگینه نه؟

Continue Reading...

8 در ستایش یک خواننده ی باحال

اولین چیزی که تو مجموعه ی ترانه های سینا حجازی دوست داشتم نشاط و سرزندگیشه
به آدم حس زندگی و جوونی میده توش دیوونگی موج میزنه
اصلا همین کلمه ی دیوونه کلی تو ترانه هاش شنیده میشه
حس تجربه های جدید و خلاقیت و حس آزاد بودن
وقتی داری گوش میدی
سازهای ضربی بهت یه عالمه انرژی میده
موزیکاش پر از سازهای مختلف از سبکا و کشورهای مختلفه از سازهای ایرلندی تا موزیکایی که شبیه کانتری موزیکه خیلی بی پروا و بی قاعده از سازها استفاده میکنه مثلا تو آهنگ”لبخند ژکوند” یه قسمتی شبیه موزیک برنامه کودک یا موزیک برنامه های طنزه و اصلا هم بی تناسب نیست چون بعد از مقدمه ی ترانه که داره میگه این یه عاشقانه س اون موزیک بهت میفهمونه که این یه عاشقانه ی خیلی غیر معموله یه عاشقانه با چاشنی طنز!
طنزی که مشخصه ی اصلی زبون ترانه هاشه
طنزی که به نظر شبیه زبون کوچه و بازاره اما خیلی هوشمندانه است مثلا وقتی در وصف معشوقش تو ترانه “لبخند ژکوند” میگه”شبیه زن قاجاری با لبخند ژکوندی ” و این عبارت غافلگیر کننده تو ذهن یه تصویر واضح میسازه یا بهتر بگم یه کاریکاتور واضح و این تصویر سازی بهترین مشخصه ی شعرمدرنه(به قول شاملو تصویر سازی  قوی از ظرفیت های خیلی خوب زبان عامه است)و تو این عبارت یه طنز ظریف
خلاقانه است که نگاه انتقادیشو خیلی دلنشین میکنه مثلا وقتی که میگه : “حالا که نیست هی زار نزن کلتو به دیوار نزن رو دیوار عکس معشوقت نیست جاش مهناز افشار نزن”
یا درباره اُتو زدن میگه :”برم معشوق شکار کنم !یا  برم مثل احمقا از سر خیابون سوار کنم” و این شوخی ها و کلمه ها خیلی ملموس و خیلی عامیانه س مثل حرف زدن ما نسل سومیاس مثل تجربه های هر روزمونه مثلا وقتی  برای توصیف تنهایی میگه “فعلا بالش بغل کن” لحن خوندنش مثل خواننده های رپه انتقادی و عامیانه مثل موقع هایی که داریم مسخره بازی در میاریم و توش ریشخند و شوخی هست حتی اگه عکسشم ندیده باشی کاملا میتونی از لحنش بفهمی که یه  قیافه هنری کمدی داره قیافه آدمایی که همش مرامشون”بیخیال سخت نگیر”ه و متفاوتن خلاصه عالیه ودر آخراینکه معمولا آدمایی که شاهین نجفی دوست داشته باشن سینا حجازی رو هم دوست دارن فکر کنم به خاطر اینکه لحنشون شبیه همه و هردو نگاه انتقادی دارن و هردوتاشون ثابت کردن که وقتی بخوان تو همون سبک عاشقانه پرطرفدار پاپ بخونن خیلی خوب از پسش برمیان ولی این یکی سبکو انتخاب کردن  نمونه اش ترانه ی شاهین با مطلع ” نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقانه نیست تصور کن یه مردو با چشمای خیس…” و  ترانه ی سینا که  ترجیعش اینه : “هواتو از دلم نگیر دلم رو دست کم نگیر” خیلییی خوبه حتما حتما حتما گوش بدین
پی.اس: اتصمیم گرفته بودم ایندفعه یه پست بنویسم که  اصلا شخصی نباشه . موفق شدم بالاخره؟
پی.اس.اس: چقدر ذهنیتی که ما از آدما داریم روبرداشتمون از همه حرفا و پیشنهاداشون تاثیر میذاره مثل وقتی که امضای یه شاعر معروفو پای یه شعری میبینی و فکر میکنی حتما خوبه و شعر کسی که نمیشناسی اونهمه به نظرت قشنگ نمیاد! یه آدمی که من دوستش نداشتم یا بهتر بگم آهنگایی مه گوش میدادو اصلا دوست نداشتم یکی از ترانه های همین آلبوم رو برام فرستاد من درست گوش نکردم و به نظرم اصلا جالب نبود تا دیروز که خودم تو اینترنت بهش برخوردم و عاشقش شدم هوار تا
پی.اس.اس.اس: امروز خیلی روز خوبی بود با اینکه هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. خوب بود چون هوا خوب بود و من موزیکی داشتم که گوش بدم و دوستام پیشم بودن و کتابی داشتم که دوست داشتم .چقدر خوبه بدون هیچ اتفاق خاصی یه روز خوب پر از احساسای خوب خوب داشته باشی
Continue Reading...

7 من سر درگم

دلم برای من تنگ شده.خیلی وقته ازش فرار میکنم. خیلی وقته براش وقت نذاشتم. سعی میکنم همش با آدمای دیگه باشم.با اونا به مسخره ترین چیزای ممکن میخندم. نیشم مدام تا بناگوش بازه و همش هیجان  زده ام. ولی به محض اینکه تنها میشم من خندون گم میشه و سر و کله ی من سردرگم پیدا میشه که نه خوشحاله نه… مجبورم مثل خودش بگم “شاید”… “شاید” ناراحته ولی مطمئن نیستم. لعنت به این کلمه ی شاید. از همین “شاید” گفتنش دارم فرار میکنم. از فکرای پریشون .از فکر و خیال آینده. حتی قبل از اینکه از بقیه خدافظی کنم تو فکر اینم که وقتی تنها شدم چی گوش بدم. به جای مشروب موزیک میخورم. تا از من فرارکنمو از من سرگردون. ولی بعدش میفهمم که اصلا نیازی به موزیک نیست چون آدمای دیگه حتی تو فکرمم هستن حتی تو فکرم باهاشون حرف میزنم  هیچ جا تنهام نمیذارن به آینده که فکر میکنم مثل یه جاده اس که پیچ خورده و نمیتونم ببینم آخرشو. یه راهی که مجبورم برم.هیچ وقت فکر نمیکردم 21 سالم بشه و هنوز پول تو جیبی از بابم بگیرم وقتی بهش فکر میکنم دلم میخواد از تحقیر و خجالت بمیرم.بدترش اینجاست که حالا حالا ها همینه که هست.مثل اینه که بازیگر فیلمیم که یکی دیگه میسازه  دوستامو میبینم که یکی یکی راهشونو پیدا میکنن راهی که خودشون انتخاب کردن (گرچه  “شاید” اگه من بودم اون راهو انتخاب نمیکردم)  یکی میره آمریکا یکی میره فرانسه یکی پیش عموش کار میکنه یکی ازدواج میکنه و من… من فقط بلده بگه “شاید”. من هیچ تصمیمی نمیگیره.” شاید” چون گرفتنش هیچ تاثیری نداره.” شاید” اصلا مهم نیست.  این “شاید” لعنتی دست از سرم بر نمیداره. “شاید” اگه من سر درگم دست از این شاید گفتنش برداره دیگه ازش انقدر فرار نکنم!

.

Continue Reading...

6 beauty & the briefcase

یه کمدی رومانتیک با فضای کاملا دخترونه که آدمو خیلی سرگرم میکنه.شخصیت هاش بیشتر در حد تیپ میمونن و قصه اش کاملا کلاسیک و تکراریه اما با یه رنگ و لعاب جدید  فیلمش تضاد دنیای فشن و بیزینس رو نشون میده و هیلاری داف به عنوان نماد فشن تو دنیای بیزینس خیلی موقعیت های کمیکی خلق میکنه.ایده ی خیلی جالبی داره. علی الخصوص واسه من که این روزا دورم پر از دختراییه که از پیدا نکردن مرد رویاییشون مینالن همینجا خاطر نشان کنم که هیلاری داف در نقش یه دختری که تو حیطه فشن کار میکنه خیلی بیشتر از این حرفا پتانسیل داشت.بنده خدا نصف اون چیزی که هست نبود حتی   ! خلاصه دستورالعمل فیلم برای پیدا کردن یه رابطه ی خوب این بود که دخترا لطف کنن از رو ابرا بیان رو زمین و معیارای واقعی داشته باشن. البته بنده با این دستورالعمل کاملا موافقم ولی واسه من یکی که جواب نمیده. شاید اگر آمریکا زندگی میکردم جواب میداد ولی اینجا … ؟ به هر حال دخترای ایران اگه شبیه من باشن چه تو ابرا چه  تو زمین پیداش نمیکنن  و مجبور میشن برای اینکه ضایع نشن بگن من اصلا دوست ندارم ازدواج کنم  یا بگن  آدم تنهایی راحت تره و خلاصه از این مزخرفات :دی  ولی با این حال دیدن فیلمش واقعا می ارزه.من که کلی خندیدم و از همه مهمتر اینکه فیلمش خیلی خوشرنگ بود خلاصه برین ببینینش حتما
پی اس  : فیلمش عجیب  منو  یاد عبارت معروف یه دوست پسرم نداریم می  انداخت .عجب پتانسیلی داره این جمله! باید یه پیج تو فیس بوک براش بسازم
پی اس اس : این هیلاری داف جای خواهری خوب چیزیه ولی تو  کلیپاش خیلی بهتر از فیلمه نه؟
Continue Reading...

5دنیای این روزای من

با یه صدای نکره از پایین پله ها بیدار میشم:”پاشو بیا اینجا رو جمع کن”  یه ذره فکر میکنم قضیه چیه ؟اینجا یعنی کجا؟ مگه کس دیگه ای خونه نبوده که منو صدا میکنه؟ ولی فکرم هنوز خوابش میاد با خودم میگم بابامه دیگه کاراش حساب کتاب نداره خواب و بیدار میرم پایین میبینم کسی نیست. یه نفس راحت میکشم و دنبال یه جای نامرتب میگردم که پیدا نمیشه. یه دفعه  صدای نکره مثل اجل معلق میاد بالا سرم.”نمیبینی نون خریدم؟خردش کن بذار تو فریزر.حالم از این خونه داره به هم میخوره” اینا رو که داره میگه لباشو یه جوری میکنه انگار یه صحنه ی مشمئزکننده دیده.بابامه دیگه.
صدای نکره بالاسرم وایمیسه با نگاه غیظ آلود و لبای کج و کوله نگام میکنه و من موقع کار کردن میلرزم هنوز کارم تموم نشده چشمش میفته به زیر پام یه تیکه نون ریز افتاده رو زمین… صدای نکره دیگه زمین و زمینو نمیشناسه… دادو بیدادش که تموم شد میگم :”کس دیگه ا ی خونه نبود منو صدا کردی که غر بزنی ؟ “صدای نکره چشماش از حدقه میزنه بیرون و قرمز میشه عین قاتلای تو فیلما .همیشه وقتی جوابشو میدم -اصلا مهم نیست اون جواب چی باشه -به من میگه بی ادب :) )! وشروع میکنه به فحش دادن حتی از فحش هاشم حالم به هم میخوره. آخه  شما بگین فلان فلان شده هم شد فحش؟ ولوم صداش میرسه به آسمون
برمیگردم تو اتاقم صدای آهنگو تا ته میبرم بالا که دیگه صداشو نشنوم
دنیای این روزای من این شکلیه.اشکایی که جمع میشه تو چشمت ولی اجازه نمیدی پایین بیاد شکل صداهای نکره.شکل گریه.شکل 4 تا آدم که مثل مهره های دومینو همدیگرو میندازن. شکل آهنگی که نمیخوای گوش بدی ولی مجبوری.شکل وقتی که برای فرار  از واقعیت میخوابی شکل بغض خفه شده.شکل غرور شکسته
پی نوشت1: تعطیلات عید برام مثل کابوس میمونه و تازه آخرش  با اون سفر لعنتی احتمالا دیوونه میشم
پی نوشت2: انقدر گریه هامو خفه کردم دیگه هرچی زور میزنم اشکام نمیاد
پی نوشت3: دارم همه ی تلاشمو میکنم که باروحیه به نظر بیام ولی فکر کنم بازم کافی نیستت .نه؟
Continue Reading...

4 pray for japan & libya

تا حالا فکر کردی که اگه همین الان بمیری چی میشه؟ اصلا چیزی میشه؟ کسی ناراحت میشه؟کسی جای خالیتو حس میکنه؟ آدما بعد 6 ماه اصلا تو رو یادشون میاد؟وقتی یادشون میاد لبخند میزنن یا میگن خوب شد مرد؟
تا حالا به این فکر کردی دوست داری چه جوری بمیری؟ تو پرانتز بگم من خل نشدم البته خل که هستم ولی با این وضعیت ژاپن و لیبی و سریالی که الان دیدم اگه به این چیزا فکر نمیکردم عجیب بود
یه تصویری که همیشه از مرگم تو ذهنم هست اینه که فسیل شدم رو یه تخت فلزی درازکشیدم و هیچ کس نیست وقتایی که حس تنهایی دارم این تصویر مثل کابوس هی میاد تو ذهنم نمیتونم ازش خلاص بشم
امشب میخوام دست از غرغر کردن بردارم و با فکر کردن به غم عظیم آدمای آواره غم های کوچیک خودم یادم بره  دعا کنم خدا کمکشون کنه هرچند انقدر احساس اضافی بودن دارم که فکر میکنم خدا هم حوصله امو نداره
دلم میخواد یه روزی بزرگ که شدم واسه بچه ام تعریف کنم که من تو دنیایی جوونیم گذشت که یه طرف سونامی بود یه طرف انقلاب و کشته های سونامی کمتر از انقلاب بود بهش بگم تو جوونی من تو خیابونها  بیشتر از درخت گارد ویژ بود و حضورشون با کلاهخود و باطوم یه چیز عادی بود
دلم میخواد بهش بگم یه روزی همه اینا تموم شد یه روزی که من هنوز جوون بودم
 و  دلم میخواد بچه ام مثل منِ قبل از خرداد 88 تو خواب خرگوشی  نباشه دلم میخواد دنیا رو این شکلی که من دیدم نبینه
پی.اس: همچین میگم بچه ام انگار الان بغلمه!یکی نیست بگه آخه مریمی تو اول بابای بچه رو پیدا کن بعد نقشه بکش واسه بچه ات چه قصه هایی بگی
Continue Reading...

3 بهم کمک نمیکنه

شدم  شبیه اون شعر مهرنوش که از اول تا آخرش میگه :هیچ چیزی بهم کمک نمیکنه :پی
تو برنامه ی روزانه ام حتما یه وقت دکتر هست و دو سه تا دعوای جانانه .ضدحالم این وسطا به عنوان پیام بازرگانی میاد و میره
غر میزنم،گریه میکنم، عصبانی میشم، کتاب میخونم، فیلم میبینم ولی هیچی بهم کمک نمیکنه نمیدونم دردم واقعا چیه فقط از این وضعیتی که دارم متنفرم دیروزداشتم  به یه دوستی میگفتم یه چیزی کم دارم ولی نمیدونم چیه فقط میدونم یه چیزی کمه. البته بعدش فکر کردم اینهمه احساس فقدان که من دارم بعیده فقط مربوط به یه چیز باشه  و احتمالا خیلی چیزا کمه :پی
یه جورایی دارم فکر میکنم شخصیت دوقطبی دارم از بس که   ناراحتیام شدید و طولانیه.اینجور موقع ها دلم میخواد پشت سر هم به همه کس و همه چیز بگم فاک
Continue Reading...

2

 خدا هم یه کارای عجیبی میکنه ها
نمیشد واسه بچه دار شدن یه راه دیگه ای اختراع کنه؟ ملت  شب جمعه  خسته و کوفته میان خونه سیبیل مبارک و تاب میدن صدا میزنن عیال نمیای بخوابیم؟ ولی قضیه به همین سادگی نیست.قبلش   باید هزار جور فکر و خیال بکنن و  به فکر انواع و اقسام روش های جلوگیری باشن که البته همه بدبختیاش مال عیال بخت برگشته اس( تابلوئه این ترم تنظیم برداشتم؟ خدائییش بعضی از روش ها رو که خوندم مو به تنم سیخ شد)  خب البته یه روش وازکتومی هم هست که استخفرالله پس  مردونگی و شوهریت و سیبل و این حرفا چی میشه؟! آخرشم که هیچ روشی جواب نمیده باز عیال بخت برگشته باید یه دو سالی مشغول باشه 
البته من اینجا نه در مقام دفاع از حقوق زنانم ،نه اینکه بخوام ثابت کنم عیال بیشتر بیچاره است یا شوهرعیال ،و صد البته در مقام ترویج وازکتومی هم نیستم
من اینجا در مقام دفاع از اون بچه ی بخت برگشته ام که  روحشم خبر  نداشته شب جمعه  باباش میاد خونه و سیبیلشو تاب میده و الخ.
 خدا خواسته که به قول خودش اون آب گندیده!(نقل به مضمون)   تبدیل بشه به خون بسته( باز هم نقل به مضمون ) و یه موجود بی دفاع به دنیا بیاد که همه میگن روزیشو خدا میرسونه
ولی خدا بعضی وقتا یادش میره بعضی وقتا  عیال و شوهرم یادشون میره که همه چی از یه شب جمعه شروع شد ،که اونا در مقابل اون موجود کوچولو مسئولن حتی اگه نخواسته باشنش
خدا !هنوزم دیر نشده میتونی یه راه جدید یادمون بدی یه راهی که فقط آدمای مسئولیت پذیر اون هم وقتی تصمیم میگیرن بچه دار بشن یه راهی که هیچ بچه ای دیگه سرکوفت ناخواسته بودن رو تحمل نکنه
 
Continue Reading...

1

 خیلی بده که اولین پست آدم غم و غصه باشه؟
اگه یه روزی که تقریبا همه چی خوبه ( یا اگه زیاد خوب نیست زیاد هم بد نیست) از صبح همش بخوام گریه کنم یعنی دیوونه ام؟
 اگه حتی گردش رفته باشم و بازم گریه  کنم دیوونه ا م؟
 اگه  دورم پر از آدم باشه ولی نتونم حرفمو به هیچ کس بزنم ، اگه حتی ندونم  چه حرفی میخوام بزنم، اگه نه حال بیرون رفتن داشته باشم، نه اعصاب خونه موندن، اگه حال تلفن زدن به یه دوست مهم که دلم براش تنگ شده رو نداشته باشم،
اگه دلم بخواد به همه فحش بدم؟
، اگه دلم آهنگ بخواد ولی هیچ آهنگی ارضام نکنه
اگه ندونم چرا اشک صورتمو خیس کرده؟
راستی راستی دیوونه شدم؟
:پی نوشت

بچه که بودیم
بیخودی بزرگ می شدیم
بزرگ که شدیم
بیخودی بچه می شویم
پیر هم که شویم
جوان می شویم بیخودی . . .
شعر هم دیگر نمی رسد به داد
تقصیر اولین بوسه بود
در اولین دالان
زیر اولین راه پله
تقصیر شعر نیست
تقصیر اولین کتاب…
 

Continue Reading...